كلينى، شيخ مفيد و شيخ طوسى تولّد آن حضرت را در ماه رمضان دانسته‏اند.[۱] ولی در مصباح کفعمی آمده است که: ابن عياش گفت توقيعى توسط شيخ بزرگوار أبو القاسم (رضوان اللَّه عليه) با اين جملات خارج شد: «اللهم انى اسألك بالمولودين في رجب:محمّد بن علي الثاني و ابنه علي بن محمّد المنتخب». ابن عياش ميگويد ولادت حضرت جواد(علیه السلام) در دهم ماه رجب بود.[۲] اما چیزی که مسلم است این است که حضرت در سال 195 هجری در مدینه به دنیا آمده اند[۳]در خانواده امام رضا - عليه السلام - و در محافل شيعه، از حضرت جواد - عليه السلام -، به عنوان مولودى پرخير و بركت ياد مى‏شد. چنانكه «ابو يحياى صنعانى» مى‏گويد: روزى در محضر امام رضا - عليه السلام -، فرزندش ابو جعفر را كه خردسال بود، آوردند. امام فرمود:«اين مولودى است كه براى شيعيان ما، با بركت ‏تر از او زاده نشده است»  

اخلاق وفضایل امام جواد علیه‌السلام‌

نهمين پيشواى ما را به خاطر دست بخشنده و گستردگی جود و كرم، «جواد» مى‏خوانند. امام جواد علیه‌السلام‌ وقتی خبر بیماری کسی را می شنید، به عیادتش می شتافت و از او دلجویی می کرد. غذای امام جواد علیه السلام همانند جد بزرگوارش امیرمؤمنان علیه السلام خیلی ساده و به دور از تشریفات بود. ایشان همانند فقیران جامعه غذا می خورد و با دیگران هم غذا می شد. در بسيارى از احاديث آمده است كه آن‏حضرت از آنچه دردرون ضماير مردم مى‏گذشته و يا رويدادهايى كه در آينده براى آنها پيش‏ مى‏آمده، مطّلع بوده و از آنها خبر مى‏داده است.

اين احاديث رساننده اين‏ مفهوم است كه‏ اين امامان بزرگوار از راه الهام يا به وسيله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به خداى سبحان مرتبط بوده‏اند و از اين طريق، به گونه مستقيم، از منبع علم و معرفت سيراب‏ مى‏شدند؛ در حالى كه ساير مردم مثلاً از راه حواس و تجارب به علم ‏و دانش نايل مى‏آيند.

در اینجا مواردی از جود و احسان حضرتش را به نظاره می‌ نشینیم:

  • علی بن مهزیار می‌گوید که دیدم حضرت امام جواد علیه‌السلام نماز واجب و غیر واجب خود را در یک قبای خز طارونی به جای آورد و به من هم قبای خز دیگری بخشید و فرمود: «این لباس را هنگام نماز پوشیده‌ام» سپس به من فرمود: «ای علی! این لباسِ اهدایی را هنگام نماز خواندن بپوش.»[۳۰]
  • «محمد بن سهل بن الیسع قمی» از افرادی است که به افتخار دریافت لباس متبرک از امام نهم علیه‌السلام نائل آمده است. او در این باره می‌گوید که من در شهر مکه، مجاور بودم. از آنجا به مدینه آمدم و به حضور حضرت جواد علیه‌السلام رسیدم. در نظر داشتم که از آن امام عالیقدر درخواست کنم که به من لباسی به عنوان تبرک عنایت کند؛ اما فرصت نشد و از محضرش خداحافظی کردم ... و از شهر مدینه منوره بیرون آمدم.

در همین موقع که به راه افتاده بودم، پیکی از راه رسید. او لباسی را به همراه داشت که در بقچه‌ای پیچیده بود و از اهل کاروان درباره «محمد بن سهل قمی» می‌پرسید تا این که به من رسید و من را شناخت. به من گفت: «مولای تو (امام جواد علیه‌السلام) این لباس را برایت هدیه فرستاده است. لباس‌های اعطایی امام علیه‌السلام دو لباس نرم و نازک بود. احمد بن محمد گفته است: «محمد بن سهل قمی» از دنیا رفت. من او را غسل دادم و در آن دو لباس اهدایی امام علیه‌السلام او را کفن کردم