Image result for ‫شوق یادگیری‬‎

 

  اگر دانش آموزی دارای انگیزه درسی باشد این انگیزه 52 درصد موفقیت او را تضمین‌ می‌کند. هوش عمومی‌ نیز همین مقدار در پیشرفت تحصیلی نقش‌ دارد و این بسیار مهم است چرا که هوش‌ به میزان زیادی در دست ما نیست و خیلی‌ نمی‌توان آن را تغییر داد و یا کم و زیاد کرد،اما عاطفه درسی و داشتن یا نداشتن‌ علاقه به درس و مدرسه در دست ماست و از روش‌های زیادی می‌توان جهت بالا بردن‌ سطح علاقه و انگیزه دانش آموزان به درس، معلمان و مدرسه استفاده کند.
 
برای ایجاد انگیزه و علاقه در دانش آموزان، کاربرد روش‌های زیر می‌تواند در پیشرفت‌ تحصیلی دانش آموزان و بر انگیختن رغبت‌ آنان نسبت به درس موثر و کارآ باشد.

 

طرح مطالب درسی به صورت‌ پرسش‌های جالب: مطلب یا موضوعی‌ را که می‌خواهیم کودک و نوجوان یاد بگیرد به صورت پرسش یا پرسش‌هایی‌ روشن و جالب که آنها را به فعالیت ذهنی‌ و پویندگی ترغیب نماید،مطرح کنیم.برای‌ مثال،اگر می‌خواهیم راجع به خصوصیات‌ کتاب خوب چیزی یاد بدهیم بهتر است به‌ جای این‌که خود شروع به بیان و توضیح‌ آن کنیم،از کودکان و یا نوجوانان بپرسیم‌ به نظر شما یک کتاب خوب دارای چه‌ خصوصیاتی است.باید تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید.
 
وقتی دانش آموزی در اثر شکست در درس‌ تازه نسبت به آن درس نگرش منفی‌ پیدا می‌کند،باید به او کمک کرد در درس‌ تازه موفقیت کسب کند و در نتیجه به‌ تصوری مثبت‌تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد.زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه‌ منجر می‌شود.
 
تجربه و تماس مستقیم با مطالب‌ درسی: سعی کنیم تا دانش آموز با آنچه‌ می‌خواهد یاد بگیرد تماس پیدا کند و تجربه مستقیم و عمل داشته باشد.برای‌ مثال اگر می‌خواهیم به کودکان در سنین‌ قبل از دبستان رنگ‌های اصلی را یاد بدهیم‌ بهتر است که این رنگ‌ها را در اختیار آنها قرار دهیم تا ببینند و نام آنها را بشنوند.آنچه‌ را از دانش آموزان به عنوان هدف آموزش‌ انتظار داریم در آغاز درس دقیقا برای آنان‌ بگوییم.هدف‌هایی را که مطرح می‌کنیم‌ باید روشن و معین و متناسب با توانایی‌ دانش آموزان باشد.
 
اجرای نقش: خوب است که در زمینه‌ بعضی از موضوعات مانند تاریخ،ادبیات،دینی‌ و...دانش آموز را تشویق کنیم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمایش در آورد.اجرای‌ نقش نه تنها در زمینه آموزشی بلکه در رابطه با فهماندن مسایل تربیتی و اخلاقی‌ نیز می‌تواند مفید باشد.
 
در شرایط مقتضی از تشویق‌های‌ کلامی استفاده کنیم:استفاده از کلماتی‌ چون خوب،آفرین،مرحبا و عالی پس‌ از عملکرد درست دانش آموز از تدابیر موثر در ایجاد انگیزه است.
 
باید شرایطی را فراهم کرد که‌ دانش آموز موفقیت خود را احساس‌ کند:هیچ چیز مانند خود موفقیت به‌ موفقیت کمک نمی‌کند.
 
تکالیفی را که ارایه می‌دهیم باید نه بسیار مشکل باشد و نه ساده
 
از ارایه تکالیف یکنواخت باید پرهیز کرد به عبارت دیگر از خاصیت بر انگیختگی‌ مطالب مختلف استفاده کرد.
 
مشخص کردن نحوه انجام کار برای‌ یاد گیرنده: یکی از دلایل بی‌علاقگی بعضی‌ از یاد گیرندگان به برخی دروس آن است‌ که نمی‌دانند این فعالیت‌ها چگونه باید انجام شود.کاری را که دانش آموز قرار است‌ انجام دهد،باید دقیقا مشخص کنیم.این‌ امر را باید به خصوص در مورد کودکان‌ رعایت نمود،زیرا در بسیاری از موارد نیاز به راهنمایی دارند و اگر به درستی بدانند که چه کاری به چه نحوی باید انجام دهند، غالبا آن را با علاقه دنبال می‌کنند و به‌ خوبی به پایان می‌رسانند.
 
یاد دادن آموخته‌ها به دیگران: بهترین‌ راه تعلیم،تدریس است باید موقعیتی‌ فراهم کرد تا کودکان و نوجوانان آنچه را آموخته‌اند به دیگران و به ویژه همسالان‌ و کوچکترها بیاموزند.این کار علاوه بر این‌ که علاقه و انگیزه‌ای برای یادگیری ایجاد می‌کند باعث مرور مطالب می‌شود و تکرار مطالب خود در یادگیری مفید و موثر است. به علاوه تعلیم به دیگران باعث می‌شود که‌ کودک و نوجوان همکاری و رهبری را هم‌ تجربه کند.
 
تبادل نظر با دانش آموزان درباره‌ مشکلات درسی: شرکت دادن آنها در طرح نقشه‌های کار و فعالیت،فواید زیادی‌ دارد.تکالیفی که به دانش آموزان می‌دهید جلسه بعد از آنان بخواهید.از آزمون‌ها و نمره‌ها به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه‌ در دانش آموزان استفاده کنید.
 
علاقه نشان دادن به موضوعی که باید یاد گرفته شود: بسیاری از مواقع می‌بینیم‌ که بی علاقگی یاد گیرندگان به موضوعی‌ خاص،ناشی از بی علاقگی والدین یا مربیان‌ آنهاست.معلمی که در زنگ انشا ورقه‌های‌ ریاضی زنگ قبل را تصحیح می‌کند،یا در زنگ ورزش در کلاس به بافندگی مشغول‌ می‌شود،عملا به یادگیرندگان می‌گوید که‌ برای این فعالیت‌ها ارزش قایل نیست. مربیان و والدین باید خود به موضوع درسی‌ علاقه نشان دهند،زیرا این علاقه غالبا به‌ کودکان و نوجوانان منتقل می‌شود علاقه‌ نشان دادن مربیان به مطلب درسی،به‌ خصوص روی کودکان تاثیر مثبت دارد زیرا کودکان غالبا مربیان و معلمان خود را خیلی‌ دوست دارند و آن را نمونه و رهبر خود قرار می‌دهند.
 
مطلب آموزشی را باید از ساده به‌ دشوار ارایه کرد: ارایه مطلب از ساده به‌ مشکل و به صورت متوالی باعث می‌شود که‌ دانش آموزان ابتدا در یادگیری مطلب ساده‌ به اندازه کافی موفقیت به دست آورند و این‌ توفیق اولیه انگیزه آنها را برای یادگیری‌های‌ بیشتر افزایش دهد.
 
می‌توان با فعال نمودن دانش آموز در هنگام‌ تدریس و وادار ساختن به انجام کارهایی‌ درباره درس در او انگیزه قوی ایجاد کرد.
 
به وضع جسمانی دانش آموزان خود و وضع ظاهری کلاس باید توجه‌ داشت: برای مثال باید به خاطر داشت‌ که دانش آموزان ممکن است گاه گرسنه‌ یا تشنه باشند.این نکته هرچند ساده به‌ نظر می‌رسد اما اغلب فراموش می‌شود.
یادگیری, دانش آموز, هوش, مدرسه آنلاین,
کلاس درس را باید از نظر ظاهری و روانی‌ تبدیل به محیطی امن و آرام بخش نمود.
 
تجارب یادگیری را باید طوری تنظیم کرد که همه دانش آموزان بتوانند حد اقل برای‌ خود قدری احترام قایل شوند برای نیل‌ به این هدف دانش آموزان را نباید باهم‌ مقایسه کرد باید فرصت داد تا دانش آموزان‌ در جهت هدف‌های فردی خود تلاش کنند و دانش آموزان کند آموز را از کمک‌های‌ فردی برخوردار کرد.
 
قدردانی از کار دانش آموز او را به انجام‌ کوشش و دلبستگی بیشتری وادار خواهد کرد.گوشزد نمودن موقعیت‌های دانش آموز در زمان حاضر او را به ادامه کار و فعالیت‌ بیشتر وادار خواهد ساخت.طول دوره‌ تمرین باید در حدی باشد که دانش آموز با سرعت و علاقه به تمرین اشتغال داشته‌ باشد.قبل از بروز خستگی باید از کار دست‌ بکشد.برقراری رابطه بین مطلب کتب‌ موثر است.
 
روشن کردن انتظارات مربیان و والدین‌ برای یاد گیرنده،انتظاراتی که مربی یا والدین از دانش آموز دارند روشن نبودن‌ انتظارات غالبا باعث می‌شود که دانش آموز، بیشتر و یا کمتر از آنچه انتظار می‌رود به‌ فعالیت بپردازد.دانش آموزان سعی می‌کنند خود را با انتظارات مربیان و والدین تطبیق‌ دهند؛بنابراین از نظر تربیتی بسیار مهم است‌ که ما از آنها انتظارات صحیح و در حد توانشان داشته باشیم و این انتظارات را به‌ روشنی توضیح دهیم تا دانش آموز برداشت‌ صحیحی از آنها داشته باشد،یعنی اشتباه‌ دریافت نکند و اگر چیزی را اشتباه فهمید و بد عمل کرد،هرچه زودتر اقدام اصلاحی‌ لازم را به عمل آورد.
 
مطلع کردن یاد گیرنده از میزان‌ پیشرفت کارش: بلافاصله بعد از انجام هر مرحله از کار،نتیجه را به اطلاع دانش آموز باید رساند.اگر دانش آموز بلافاصه بعد از انجام هر مرحله از نتیجه آن اطلاع پیدا کند که عمل درست یا نا درست بوده،یادگیری‌ بهتر و سریع‌تر خواهد بود.دادن باز خورد به دانش آموز سبب می‌شود تا با آگاهی‌ از عملکرد خود به تقویت نقاط مثبت و اصلاح نقاط منفی همت گمارد.
 
استفاده از علایق موجود یاد گیرنده: مربیان و والدین می‌توانند علایق موجود دانش آموز را بشناسند و از آن استفاده کنند، به این صورت که از موضوعات،دروس و فعالیت‌هایی که دانش آموز به آنها علاقه دارد در جهت علاقمند کردن او به فعالیت‌هایی‌ که کمتر علاقه دارد استفاده نمود.
 
مقابله با بازدادنده‌های عاطفی،یا هیجانی: عواملی هستند که موجب‌ دلسردی و بی‌علاقگی دانش آموزان به دروس‌ و تحصیل می‌شوند.اغلب این بازدارنده‌ها یا موانع با تدریس معلم و مدرسه ارتباط دارند.یک معلم ممکن است از دانش آموز توقع زیاد داشته باشد پس از ورود خود به کلاس به هیچ دانش آموزی اجازه ورود ندهد،تکلیف‌های سنگین تعیین کند،در هر جلسه زیاد درس دهد،سخت‌گیری کند و سخت نمره دهد و گاهی تبعیض روا دارد. اینها و ده‌ها مورد دیگر از قبیل وضع نامرتب‌ و سرما و گرمای کلاس،نبودن وسایل بازی‌ و امکانات تفریحی می‌توانند باز دارنده‌هایی‌ باشند که مسایل و مشکلات بسیاری را برای‌ دانش آموزان فراهم آورند.
 
انگیزش از راه سرمشق‌گیری:یکی دیگر از انگیزه‌های نیرومند تحصیلی که موجب‌ علاقه‌مندی و دلبستگی دانش‌آموز به درس‌ و مدرسه می‌شود،سرمشق گیری است. معلم در این شیوه از فرد خاص به تمجید و تحلیل می‌پردازد و او را یک نمونه و سرمشق‌ ارزش‌مند و قابل احترام به شمار می‌آورد و دانش آموزان نیز از طریق همانند سازی با آن به درس و مدرسه علاقمند می‌شوند. تنوع بخشیدن به روش آموزشی و تدریس‌ در افزایش انگیزه و علاقمندی دانش آموزان‌ به درس بسیار موثر است.
 
اجتناب از مقایسه اجتماعی‌ دانش آموزان: آنچه که امروزه بیش از هر چیز در مدارس متداول است رقابت است. دانش آموزان برای به دست آوردن نمره‌های‌ بالا،موفقیت در فعالیت‌های ورزشی و حتی برای جلب توجه معلم باهم به رقابت‌ می‌پردازند این رقابت‌ها موجب می‌شود به مقایسه اجتماعی میان خود بپردازند که در نتیجه به جای تکلیف محوری به‌ خود محوری می‌رسند.افراد خود محور کارهای دشوار را به دلیل انجام مطلوب‌ کار،بلکه به دلیل رقابت با دیگران انجام‌ می‌دهند.آنها می‌خواهند عملکردشان بهتر از دیگران و نه شایسته‌تر باشند.
 
اگر رقابت در مدرسه از حد لازم فراتر رود، دانش آموزان ممکن است یادگیری را هم‌ چون وسیله‌ای برای رسیدن به هدف (از دیگران بهتر شدن) به حساب آورند آنها ممکن است بیشتر به نگهداری موقعیت‌ نسبی خود در کلاس علاقمند باشند تا عملکرد واقعی خود معلمی که می‌خواهد دانش آموزان را به جانب تکلیف محوری‌ سوق دهد و از خود محوری آنها بکاهد باید به ایشان کمک کند تا از مقایسه اجتماعی‌ اجتناب کند،عملکرد کنونی دانش آموزان‌ می‌باید با عملکرد پیشین آنها در کارهای‌ مشابه و یا با معیارهای اصولی مقایسه گردد. البته رقابت نباید به‌طور کلی حذف گردد، اما نباید آنقدر هم افزایش یابد که دیگر هیچ‌ کس به بهبود کار خود نیندیشد و فقط به‌ بهتر بودن آن از کار دیگری نظر داشته‌ باشد.
 
معلم نباید رتبه دانش آموز را در مقایسه با دیگران مشخص کند،زیرا در این صورت به دانش آموز می‌گوید که‌ موقعیت او نسبت به دیگران اهمیت دارد و کیفیت واقعی کار او چندان مهم نست. همین‌طور اگر همه دانش آموزان عملکرد ضعیفی داشته باشند فقط آن کسی که از دیگران باز هم بهتر عمل کرده است امتیاز بهتر خواهد گرفت همواره این نمره دادن‌ است که در مدارس شایستگی دانش آموزان‌ را تعیین کرده است.دیگر این‌که معلم‌ نباید نمره‌ های دانش آموزان را در جمع اعلام‌ کند،چرا که موجب مقایسه اجتماعی میان‌ آنها می‌شود.

نظریه تقویت به روانشناس معروف‌ اسکینر و همکارانش نسبت داده‌ می‌شود.در این نظریه انگیزش‌ درونی نفی شده و رفتار را متاثر از رفتار گذشته و محیط بر اقدامات‌ آینده تحلیل می‌نمایند.
 
در این نظریه با تفکیک رفتارهای‌ ارادی از غیر ارادی تلاش بر تقویت‌ رفتار ارادی مفید پرداخته می‌شود. اسکینر برای تقویت و اصلاح رفتار از چهار روش نام می‌برد.
 
تقویت مثبت
 
پاداشی است که در مورد رفتار مطلوب داده می‌شود.هدف از این‌ روش تایید رفتار مطلوب فرد و افزایش امتیازها برای تکرار آن نوع‌ رفتار می‌باشد.
 
پرهیز یا تقویت منفی
 
تلاش فرد برای کسب نتایج مطلوب‌ با خذف رفتارهای نامطلوب از نظر دیگران است،یعنی برای اینکه‌ فرد از ابتلا به نتیجه نامطلوب‌ پرهیز کند رفتار موردنظر دیگران‌ را انجام می‌دهد،مثل افرادی که‌ برای جلوگیری از انتقاد مافوق رفتار مطلوب نظر وی را انجام می‌دهد تا از انتقاد او در امان باشد.
 
تنبیه
 
نتایج ناخوشایند برای رفتارهای‌ نامطلوب و غیره دلخواه است،مانند تاخیر که کاری با نتیجه توبیخ، تعلیق و غیره است،در این روش‌ متاسفانه رفتار صحیح به فرد آموزش‌ داده نمی‌شود.
 
خاموش سازی یا چشم پوشی
 
خاموش سازی و چشم‌پوشی به‌ منظور از بین بردن تمامی تقویت‌ها متعاقب یک رفتار غیر مطلوب و نامناسب می‌باشد.همانند روش‌ تنبیه منظور از این روش جلوگیری‌ از تکرار و تقلیل رفتار نامطلوب است. نادیده گرفتن افراد ضعیف این‌ مفهوم را به فرد منتقل می‌کند که‌ باید در اصلاح و تقویت رفتار تلاش‌ می‌کند. 


منبع : مجله بهداشت روان