نقد و تحلیل کتاب دنیای سوفی
موفقیت دنیای سوفی به دلیل چند ویژگی مهم است که میتوان آنها را به گونه ی زیر تقسیم بندی کرد:
1. توصیفات داستانی: نویسنده در این کتاب از توصیفاتی به جا استفاده کرده است. ترس و نفس نفس زدن سوفی، دلهره ی سوفی، مشغول بودن فکر او، نگرانی مادرش در مورد دیوانگی او بسیار مستقیم و ناخود آگاه به خواننده ی کتاب منتقل می شود.
در جای دیگر کتاب سوفی روی تختش در حال خواندن درس نامه ی مرد ناشناس است. و توصیفات خواننده آنقدر پس از اتمام درس نامه زیبا است که خواننده درد کمر دنیای سوفی را پس از اتمام آن احساس می کند.
2. بیان کامل: نویسنده با مهارت تمام و با زبانی ساده و همانطور که خود میخواسته است کتاب را بنویسد این کار را انجام داده است. این به این معنی است که توانسته است فلسفه و تاریخ فلسفه ی غرب را کامل و به خوبی به مخاطب انتقال دهد.
هدف یوستین گردر از خلق این کتاب آن بوده است که بتواند آنچه از فلسفه است را بصورت بسیار ساده برای دانشجویانش بیان کند. او نه تنها در این کار خود بلکه در بیان فلسفه برای عموم مردم نیز موفق بوده است.
3.داستانی بودن: نویسنده برای آنکه کتاب را از حالت درسی بودن خارج کند تا برای مخاطب کسل کننده نباشد تصمیم گرفته دروس را در قالبی داستانی به مخاطب خود انتقال دهد. وی با مهارتی تمام این کار را انجام داده است اما در بعضی جاها در چند بخش اول به مشکل بر خورده است. گاهی آنقدر درس نامه طولانی است که خواننده واقعا حس میکند سر یک کلاس درس نشسته است و ذهنش خسته می شود. خود نویسنده نیز این مشکل را درک کرده است و برای حل آن ترفندی بسیار جالب بکار برده است. در زمانی که سوفی از طریق نامه فلسفه میخواند و در کتاب درس را برای مخاطب خود به میان می گذارد، درس را بخش بخش میکند و حالات سوفی و تفکرات و خاطراتش را به میان می آورد تا خواننده فراموش نکند در حال خواندن یک داستان است نه یک کتاب درسی فلسفه.نمونه ای از این را میتوان در درسنامه ی طولانی "وجود مثالی" مشاهده کرد که نویسنده خاطرات کیک پزی مادر سوفی را به میان می کشد و یا تفکرات و اندیشه هایش را.
4. نوع نثر داستان: نویسنده از ساده ترین نوع نثر برای داستانش استفاده کرده است. این ویژگی را می توان یکی از مهم ترین ویژگی های این کتاب دانست. نثر روان و عدم استفاده از کلمات دشوار در ادبیات موجب آن می شود که ذهن خواننده درگیر جستجوی معنای کلمات نشود و در نتیجه خستگی را به دنبال نیاورد. این ویژگی عامل جذب خواننده به نوشته است. ویژگی ای که تقریبا همه خوانندگان به آن توجهی نمیکنند چون چیزی آشکار نیست و درک آن دشوار است.
نویسنده توانایی جذب داستانش را به رخ خواننده نیز می کشد.البته بطور تقریبا غیر مستقیم؛ زمانی که هیلده مولرکناگ هدیه ی پدرش را دریافت میکند یک روز کامل را برای خواندن کتاب میگذارد و کاملا جذب آن می شود. به گونه ای که حتی متوجه گذر زمان نیز نمی شود. خواننده فکر می کند چون کتاب هدیه ی روز تولدش بوده است آنقدر برایش جذاب بوده ولی خود نمیداند که به همین پدیده دچار شده است.
5. جان بخشی به شخصیت ها: یوستین گردر فوق العاده ترین اثر تمام ادبیات نروژ را در طول تاریخ به ثبت رسانده است. وی بهترین شخصیت ها را خلق کرده است تا بهترین اثر را خلق کند. در بعضی داستان ها امتیاز داستان آن است که هر شخصیت در زمانی خاص وارد داستان شود و یا در ززمانی خاص از روند داستان خارج شود. این ویژگی موجب می شود اثری فوق العاده خلق شود. کاری بسیار دشوار است اما ارزش اثر را چند برابر میکند. این ویژگی را میتوان در آثار و ادبیات سه نویسنده ی روسی "فئودور داستایوفسکی"،"لئو تولستوی" و " آنتوان چخوف" مشاهده کرد. اما دنیای سوفی با این آثار متفاوت است یعنی تقریبا تمام شخصیت ها از همان اول کار به مخاطب معرفی میشود حتی هیلده که در بخش هایی پایانی کتاب به روند داستان وارد می شود از همان ابتدا به مخاطب معرفی شده است.با این حال ارزش شخصیت پردازی این اثر با دیگر آثار برابری میکند. بااینکه جذابیت آن در ورود شخصیتی جدید به داستان کاسته می شود اما شخصیت ها طوری پردازش و جان بخشی شده اند که خواننده ی خود را آنچنان تحت تاثیر میدهد که ارزش نوشته را با دیگر نوشته ها تقریبا برابر میکند.
6. طرح معما: در طول روند داستان برای مخاطب پرسش ها و معما هایی مطرح می شود و دقیقا خود نویسنده ی اثر به آن اشاره کرده و گاهی به آن دامن میزند، از جمله آنکه: مادر سوفی بعد از مشاهده ی فیلم ویدئویی میگوید این شخص بسیار شبیه سرهنگی است که در کلبه ی وسط جنگل( کلبه ی سرهنگ) زندگی میکرد. از طرفی سوفی یک درس نامه ی فلسفی در کلبه ی سرهنگ پیدا میکند. صدای سگ استاد را میشنود، نامه ها و کیف سبز رنگ و کارت هیلده را در آن پیدا میکند و میفهمد که استادش آنجا زندگی میکند.در ادامه ی همین رفتن و پیدا کردن وسایل هیلده مخاطب میخواند که پدر هیلده یک سرهنگ است و مدت هاست که از هم دورند. از طرفی دیگر دقیقا چیز هایی که هیلده گم میکند را سوفی پیدا میکند. و در نهایت شباهت اسمی پدر هیلده و استاد فلسفه توجه سوفی را به خودش جلب میکند " البرتو کناکس و البرت کناگ". این روند برای مخاطب این معما را پدید می آورد که نکند سرگرد فرستاده در لبنان همان استاد فلسفه باشد و دارد با سوفی بازی میکند.
معما های دیگری هم حتما در ذهن خواننده شکل میگیر با شباهت سوفی و هیلده و دیدن تصویر یکدیگر در آینه. واینکه تولدشان در یک روز است این معما را بوجود می آورد که نکند سوفی همان هیلده است.
و...
اما نکته ی قابل توجه این است که نویسنده هیچ معمایی را بدون پاسخ نمیگذارد جز یکی که خود خواننده باید در پایان به آن پاسخ دهد.البته در بعضی از مخاطبین این معما باتوجه به پیش زمینه های ذهنی در روند داستان جواب داده می شود.
7. تغییر فضا: نویسنده با بوجود آوردن این ویژگی در داستان، اثر را از یکنواختی خارج کرده است و به بسیاری از معما ها پاسخ میدهد. وی دو بار بصورت کاملا ناگهانی و مشهود این کار را انجام میدهد.
1) زمانی که استاد فلسفه را معرفی و نمایان میکند.
2) زمانی که کاملا شخصیت های داستان از نظر شخصیت اول تغییر میکند. یعنی زمانی که شما از حالت شخص سوم خارج می شوید. زمانی که هیلده وارد داستان میشود.حال او شخص سوم داستان است و شما شخص سومی هستید که در حال مشاهده ی کتاب خواندن او است.
8. فلسفه در زندگی: یکی از اهداف نویسنده را میتوان آن دانست که میخواهد نقش فلسفه را در زندگی روزمره به ما نشان دهد. و کمتر کسی به این نکته توجه میکند.ما همه در زندگی روز مره ی خود با فلسفه روبرو هستیم و آنها عبارتند از : پزشکی(بقراط)، ریاضی(دکارت)، فیزیک(نیوتون و گالیله) و در خود لحظه های زندگی(سقراط تا ارسطو).
* نقطه ی ضعف اثر دنیای سوفی:
در قسمتی از داستان که به قول بعضی از منتقدین اوج داستان است مخاطب احساس پوچی در روند اثر میکند.
نویسنده در واقع سعی میکند مخاطب خود را پس از آموختن فلسفه در محیطی فلسفی قرار دهد و به او آموزش دهد که چگونه فلسفی به موضوعات بنگرد. هممانطور که استاد فلسفه ی سوفی به آن مینگرد. اما وی در این کار کمی نا موفق بوده است. این قسمت داستان همان قسمتی است که شخصیت های داستانی و کارتونی و خیالی مانند اژدهای رود خانه وارد داستان می شوند. دلیل ناموفق بودن نویسنده را میتوان آن دانست که:
- بیش از حد از مخاطبان خود انتظار دارد
- ناگهانی و بدون هیچ مقدمه ای وی را در محیط فلسفی رها میکند
- مهمترین دلیل آنکه بیش از حد این فضا را ادامه میدهد.یعنی بازه ی زمانی ای که خواننده در محیطی که نمیداند باید آزمون فلسفی پس بدهد رها می شود بسیار طولانی است.
این کتاب در کتابخانه حبیب بن مظاهر خورسند موجود می باشد
کتابخانه عمومی ومجتمع فرهنگی وهنری حبیب بن مظاهر خورسند.